محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود
306
تحفه خانى ( فارسى )
[ 121 ] مقاله در بيان مرض عشا و آن عبارت از ناديدن در شب است كه ضد جهر است و سبب اين علت بخارات غليظه است كه مرتفع و متصاعد بدماغ مىشود و موجب تكثيف روح باصره مىشود و تغليظ او و چون بواسطه تلطيف شمس او را و ترقيق آن سبب ابصار در روز مىشود و يا چون در روز انسان اكثر متحرك است و حركت موجب تلطيف مواد غليظ است پس موجب ابصار در روز باشد و علاج او درين مقام خوردن جلّاب از تخم كاسنى و باديان و بيخ سوسن تراشيده نيمكوفته . از هريك سه درم و گلقند عسلى ده درم و غذا نخودآب با مغز تخم معصفر و گوشت مرغ و يا كبك و طيهو با فلفل و زنجبيل و تخم قجى و تنقيه دماغ و بدن بحب ايارج و يا بحبّ قوقايا و استعمال معطّسات مثل مشك و جندبيدستر و كندش و فلفل و سر بر بخار آبها حشايش مطبوخه ملطفه داشتن مثل بابونه و شبّت و اوراق تازه باديان و خسك و قنبل و فلفل و دار فلفل نيك كوفته و او را در زخم جگر بز نيز فروبرده بر آتش بايد انداخت تا در حين پختن ازو زردآب يا كف جوشيده ظاهر مىشود آن را جمع كرده در چشم صاحب عشا بايد كشيد كه بسيار نافع است و شافى كه درين علت مجرّبست اجزاى آن زعفران زهره كلنك و مراره شبوط و زهره بز از همه برابر فلفل و دار فلفل برابر با يكديگر مجموع ادويه با اين زهره نيك صلايه كرده خشك ساخته و به آب باديان خمير كرده شيافها بايد ساخت از هريك به مقدارى جوى و بوقت حاجت بايد ازين شيافها به آب بر سنگ ماليده و يا بگلاب بميل در چشم بايد كشيد .